تبليغاتX
... میشه از حادثه رد شد
... میشه از حادثه رد شد

اگر 30 ثانیه از این وبلاگ دیدن میکنید در 20 ثانیه میتونید یک نظر بدین پس اگه تونستید دست به کار شید

HOMEPAGE E-MAIL BLOGSKIN

رمضان

- -حمیدرضا عرب

خانم آشنا سلام امید وارم حال شما خوب باشه

ممنونم از انتقاد به جای شما 

مگر اشتباهی رخ میداد که شما پیغامی میگذاشتید

متشکرم

 

لینک ثابت |

از طرف دوستی عزیز

- -حمیدرضا عرب

 عشق ، يعني …

عشق يعني مستي ديوانگي

عشق يعني با جهان بيگانگي

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

 عشق يعني سر به دار اويختن

 عشق يعني اشک حسرت ريختن

عشق يعني در جهان رسوا شدن

 عشق يعني مست و بي پروا شدن

 عشق يعني سوختن يا ساختن

 عشق يعني زندگي را باختن

 

 

شهید سلطانی بارها می فرمود :

من شرم می کنم در پیشگاه اربابم امام حسین سر در بدن داشته باشم

بله این شهید آرزو داشت مانند اربابش امام حسین بی سر از این دنیا برود

و همین طور هم شد....

شهید سلطانی قبر خودش را با دستان مبارک خویش کند

و برای قبر جای سر نگذاشت

اما اگر شهید سر در بدن داشت هرگز جای پیکر بی سرش نمی شد  

 

 

 زجر ِ من بودن دشت خواب با كوه هاي آبي ،

 نه شعري نه ميلادي طلوعي بود كه مغربش

گريه ميكرد ستاره ها دل نداشتند كه بخوابند

سوخته حتي خاكستر دشت ستون ستون،

 حرمت ِ احساس بي ريشه گي قدم قدم،

 درد ِ بي همخونان بغض بغض زجر ِ من بودن

 

با  بهترین آرزوها

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به taximetr میباشد.